خرید بک لینک
قسم خوردم كه پا به پاي تو مسير جاده عشق را بپويم
اما جاده عشق همراهي نمي كند
قسم خوردم كه همراه تو آرامش درياي عشق را حس كنم
اما درياي عشق سرابي بيش نبود
قسم خوردم تا لحظه مرگ ، عشقي جز تو در قلبم نباشد
اما حس مي كنم تو عشقم را فراموش كرده اي
قسم خوردم تنها اميد قلب بيقرارم ، نگاه چشمهاي مهربانت باشد
اما تو نگاه زيبايت را از من ديوانه پنهان مي كني
قسم خوردم تا آخرين نفس دوستت بدارم و عاشقت باشم
اما مي دانم كه تو ديگر دوستم نداري
قسم خوردم جز عشق تو ، هيچ عشقي را به سراچه قلبم راه ندهم
اما فهميدم كه تو معناي عشق مرا از ياد برده اي
قسم خوردم از غم عشق تو ديوانه شوم و بميرم
اما فهميدم كه حتي براي مردن هم خيلي دير شده خيلي !
شايد هيچ وقت احساس مرا درك نكني و عشق مرا ناديده بگيري
اما سوگند يك عاشق ، هرگز شكستني نيست
پس باز هم قسم مي خورم كه هرگز و هرگز سوگندهايم را نشكنم
و تا پاي جان عاشق بمانم و عاشق بميرم

خدا خدا جونمم چرا انقد ازت دور شدم هاا خودت بگو ...

اگه روزی داستانم رانقل کردی بگو:

بد بو دولی واسه کسی بد نخواست ...
نامرد بود ولی درحق کسی نامردی نکرد ...
غمگین بود ولی به کسی غم نداد ...
به همه دستشو داد ولی آخر راه همه دستشو ول کردن...

هوالرئوف

دلم برایت تنگ شده ای خدا ، چیزی بگو ! حرفی بزن !
با این سکوت ِ مهربانت عاشق کشم نکن
دلم برای نوازشهایت تنگ شده
یادت هست دانه های اشکم را چنان پاک می کردی که انگار الماس می چینی
بدون منت نعمت هایی را به من می بخشیدی که هر چه شکر می کردم از عهده ی جبرانش بر نمی آمدم
وای که آبم می کردی با آن نگاه های عاشقانه ات
دوست داشتم برایت بمیرم
یادت هست این تنها آرزوی دل ِ عاشقم بود ؟
راستی تو چه زیبا و هنرمندی و چه عاشق و مهربان و چه دوست داشتنی و لطیف
به این همه قشنگی غبطه می خورم
بگذار مثل تو شوم !
زیبا و آرام و با وقار ... مهربان و لطیف و بزرگ ...
خدا کجایی ؟ در ِ مهربانی هایت را به روی من نبند

*****
خدا : من همین جا هستم ! در شهر ِ دل تو ، نزدیکتر از تو به تو
تو کجا هستی ؟ تو کجا هستی ؟
بازگرد به سوی خویشتن ِ خویش تا مرا بیابی

درد عشق

کدامین دست جزدست تو غم ریزد به کاممن...

چرا شد قرعه محنت به نام من که حتی نیمه شبها اشک غم ریزم به پای تو...

خدایا...

پریشانو سرگردان به درگاه تو رو کردم...نماز عشق را اخر با خون دل وضو کردم

دلم دیگر به جان امد در این شبهای تنهایی...

بیا بشنو توفریادی که پنهان در گلو دارم****

بگو هرگز سفر کردی "سفر با چشم تر کردی؟؟؟

کسی را بدرقه با اشک تو با خون جگر کردی...

از شهر ارزوهایت به ناکامی گذر کردی...

گل امید تو پرپر به خاک رهگذر کردی...

** اه ای خدا**

گاهی وقت ها

بعضی ها
برای آدم معلم خوبی میشوند

مثل تو
دوست داشتن را یادم دادی

دیدن را
خندیدن را
بازی کردن را
رفتن را

و من...

عاشقی را یاد گرفتم

انتظار کشیدن های بی پایان را
تحمل را
دلتنگی را
گریه کردن را
شکستن را
اما حیف...
شاگرد خوبی نبودم...

کاش فراموش کردن را هم یاد میگرفتم!

برچسب: قسم خوردم به دیدار عزیزت,قسم خوردم برتو من ای عشق,قسم خوردم,قسم خوردم برای عشق پاکت,قسم خوردم خدایا دگر بندر نیایم,قسم خوردم که دگر می ننوشم,قسم خوردم هنگامه,قسم خوردم به جونش,قسم خوردم خدایا,قسم خوردم که دیگر می ننوشم, نویسنده: کسری اسدیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 6:38

صفحه بندی