در بسترم ، خیال تو را باز می برم
گفتم که بعد از اینهمه سختی و انتظار
شاید هوای عشق تو افتاده از سرم
باور کن آب می شوم از این نگاه ها
از من مخواه بعد تو طاقت بیاورم
یا حس داغ دست تو را می برم به خاک
یا با تمام مدعیان ات برابرم
دیشب دوباره آمده بودی به خواب من
دیدی که از همیشه و هر روز بدترم
نزدیک تر شدی که پناهم دهی ولی
با بوسه ات دوباره من از خواب می پرم . .
برچسب:
نویسنده: کسری اسدیان