آدم ها دل دارند ، پا دارند، بند دلشان که پاره شود؛
بند کفش هایشان را محکم می کنند و می روند!
دوست داشتن فصل دارد...دوست داشتن زمان دارد...
کدام باغی را دیده ای زمستان که می شود لباسی از شکوفه بپوشد ؟
کدام مسافر ی را دیده ا ی که چمدان به دست
سالها در ایستگاهی متروکه چشم به ریل ها بدوزد؟
تو دیر به سراغم آمدی...تو دیر برآورده شدی آرزوی کوچک من...
مثل بر آورده شدن آرزو ی کودکی ام در بزرگسالی ؛
دوست داشتنت دیگر به کارم نمی آید ؛
دیگر اندازه ام نمی شود ...
گفته بودم نه؟
دوست داشتن فصل دارد... دوست داشتن زمان دارد...
برچسب:
نویسنده: کسری اسدیان