گفتمـ : بالاخره که فراموشش میکنی. اینجوری نمی مونه.
نفس عمیقی کشید و گفت : یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره. با اینکه نیستن ، با اینکه رفتن ، ولی هیچ وقت خاطره شون تمومـ نمیشه.
گفتمـ : ولی همین که نیستش ، کمـ کمـ همه چی تمومـ میشه.
نگاهی به امواج دریا و آسمون ابرگرفته کرد و گفت : بودنِ بعضی از آدما ، تازه از وبلاگ نبودن کلمه شون شروع میشه
برچسب:
نویسنده: کسری اسدیان