خرید بک لینک
میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگی

به جانم می زند آتش غم شبهای دلتنگی

چنان وامانده ام در خود که از من می گریزد غم

منم تصویر تنهایی منم معنای دلتنگی

چه می پرسی زحال من؟ که من تفسیر اندوهم

سرم ماوای سوداها دلم صحرای دلتنگی

در آن ساعت که چشمانت به خوابی خوش فرو رفته

میان کوچه های شب شدم همپای دلتنگی

شبی تا صبح با یادت نهانی اشک باریدم

تنهام نذار
نذاردوباره شکست بخورم
نذار دوباره غم توی دلم بشینه
حالا که دل به تو دادم
حالا که انقدر دوست دارم
پس تنهام نذار
نذار بی تو بمونم وغصه بخورم
نذار نداشتنت همیشه برام یه رویا باشه
یادته...
بهم گفتی دوست دارم؟
حالا کجایی که ببینی من چقدر دوست دارم؟
کجایی که ببینی بی تو چی میکشم
لحظه ای نیست که به یادت نباشم
لحظه ای نیست که خاطره هامون فراموشم بشه
برای اینکه فراموشت کنم...
هرکاری انجام دادم
خودمو تو کار خونه غرق کردم ولی...
بی فایده بود تو هیچ وقت از یادم نمیری
حتی شباهمتو خواب آسایش ندارم
همش تو خواب تورو میبینم که بهم بی محلی میکنی

حالا که عاشقت شدم
حالا که منم حس تو رودارم
پس تنهام نذار
حالا که همه رویاهامو باتو میبینم
تنهام نذار
داری تنبیهم میکنی آره؟
خواهش میکنم منو ببخش
مگه بهم نگفتی دوست دارم
مگه بهم نگفتی قربونت برم؟
پس چرا الان تنهام گذاشتی؟
تکیه گاه من تویی
منتظرم برگردی
منتظرم...

نمیدانم چراهرروز،هرشب وهرساعت به یادت هستم

نمیدانم چرا خواب وخوراک راازمن ربوده ای

نمیدانم چرا شب ها خوابت را میبینم

نمیدانم چرا وقتی تورا میبینم قلبم تندتر میزند

نمیدانم چرا وقتی اسمت را میشنوم

جریان خون به صورتم میدود ورسوایم میسازد

نمیدانم چرا از دوریت ساعت ها بر بهنای صورتم

اشک میریزم وبا صدای بلند توراصدا میکنم

نمیدانم چراوقتی دیگران را میبینم

تورا درآنان جست وجو میکنم

وخدا خدا میکنم که ای کاش توباشی

که نزد من آمده ای

ومیخواهی..................

که مرا با خود همسفرکنی

وازمن میخواهی که با تو بمانم

تا آخرین نفس

وتا آخرین لحظه زنده بودنمان!!!!!!!!!!!!!

نمیدانم چرا میخواهم ازتوتکیه گاه محکمی برای خود بسازم!

نمیدانم چراازاینکه روزی بخواهی تنهایم بگذاری

اینقدر میترسم

نمیدانم چرااگربی تو بمانم میمیرم

نمیدانم چرا انقدر دلتنگت هستم

نمیدانم چرا انقدربی تابی میکنم

نمیدانم چرا دنیا بی تو اینقدر برایم بی ارزش شده

نمیدانم چرا شبهایم بی تو اینقدر سیاه وتار شده

نمیدانم چرااینقدر آشفته وسرگردانم

نمیدانم چرااینقدردرخواب توراصدا میزنم

من فقط یک چیز میدانم

وآن هم این است:

با تمام وجود واز ته دل

دوستت دارم عشق من!!!

برچسب: میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگی, نویسنده: کسری اسدیان تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 9:07

صفحه بندی